مقدمات مالی رفتاری ( بخش اول )

0 16

مالی رفتاری حوزه‌ی تازه‌ای از پژوهش مالی است که به کنکاش در عوامل روان‌شناسانه‌ی مؤثر بر تصمیمات سرمایه‌گذاری می‌پردازد. حوزه‌ی مالی رفتاری تلاش می‌کند تا بی‌قاعدگی‌های بازار و سایر فعالیت‌های آن را که از طریق فرضیه‌های بازار کارا قابل توصیف نیستند، تشریح نماید. اصول بنیادین دانش مالی رفتاری، عوامل روان‌شناسانه یا جهت‌گیری‌های رفتاری هستند که بر سرمایه‌گذاران تأثیر می‌گذارند، اطلاعات آنان را محدود یا منحرف می‌کنند و ممکن است باعث شوند آنها علی‌رغم صحیح بودن اطلاعات، به نتایج و تصمیم‌‌های نادرستی برسند. .

در ادامه این مطلب به بررسی بیشتر این حوزه خواهیم پرداخت .

جهت‌گیری‌ رفتاری

جهت‌گیری‌های رفتاری را می‌توان به روش‌های مختلفی دسته‌بندی کرد که بسیاری از این دسته‌بندی‌ها ممکن است غیر قابل‌تشخیص یا هم‌پوشان باشند. عواملی که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد بر روی بازار تأثیر می‌گذارند.

عوامل احساسی

غالبا در تصمیم‌ها، «احساس» بر «عقل» غلبه می‌کند و می‌تواند حقایق را فیلتر کند که در این شرایط سرمایه‌گذار ممکن است ارزش بیش از حدی را برای حقایقی که قابل‌پذیرش هستند قائل شود و از حقایقی که با تمایلات او متضاد باشند چشم‌پوشی کند یا اهمیت چندانی به آن ندهد.

«ترس از پشیمانی یا اجتناب از پشیمانی» است که موجب می‌شود سرمایه‌گذاران از فروش دارایی‌های زیان‌دهِ خود برای مدت طولانی صرف نظر کنند به این امید که این دارایی‌ها در آینده سودآور شوند یا خیلی زود دارایی‌های سودآور خود را بفروشند مبادا که به زیان تبدیل نشود.
«اطمینان بیش از حد» به توانایی‌های فردی می‌تواند منجر به تغییر مداوم ترکیب سبد سرمایه‌گذاری و در نتیجه، بازگشت سرمایه‌ی کمتر شود. با وجود این حقیقت که سرمایه‌گذاران یا حتی مدیران پورتفولیوی معدودی می‌توانند در یک بازه‌ی زمانی مشخص، به سود بیشتری از میانگین بازار دست پیدا کنند، اما هنوز تعداد قابل‌توجهی از استراتژی مدیریت فعال پورتفولیو استفاده می‌کنند. نتایج یک تحقیق نشان می‌دهد به طور متوسط مردان بازگشت سرمایه‌ی پایین‌تری نسبت به زنان دارند زیرا مردان فعالانه‌تر (با تعداد خرید و فروش بیشتر) به معامله می‌پردازند و احتمالا اطمینان بیشتری به توانایی‌های خود دارند.
«محافظه‌کاری» به معنای تعلل بسیاری از سرمایه‌گذاران در اقدام بر اساس اطلاعات جدید است؛ در حالی که چنین اطلاعاتی نیازمند اقدام یا تغییر در استراتژی باشد. برای مثال، این تعلل در قبال اخبار در نهایت منجر به اقدام در زمان‌های مختلف برای سرمایه‌گذاران مختلف می‌شود و باعث می‌شود سرمایه‌گذاران بیشتری به اقدام نسبت به اخبار تحریک شوند.
«پافشاری بر عقیده» به معنای اصرار بر یک فرایند انتخاب و استراتژی سرمایه‌گذاری است حتی زمانی که چنین استراتژی‌هایی ناموفق یا نابهینه هستند و همین باعث می‌شود سرمایه‌گذاران از اطلاعات تازه‌ای که ممکن است با تصمیم‌های آنان در تناقض باشد چشم‌پوشی کنند.
«گریز از زیان» به تمایل افراد در اجتناب از زیان حتی به امید کسب سود احتمالی گفته می‌شود. بنابراین، افراد بیش از حد به پای سهام ضررده خود می‌ایستند چرا که فروش آن به زیان آنها معنای واقعی می‌بخشد، واِلا در این صورت هم ضرر می‌بینند. گریز از زیان با مفهوم مطلوبیت نهایی مرتبط است؛ یعنی اولین پول دریافتی، باارزش‌تر از پول‌های بعدی دیگر است. برای مثال، بسیاری از سرمایه‌گذاران از سرمایه‌گذاری در جایی که به احتمال ۵۰ درصد ۵۰ هزار دلار سود از سرمایه‌گذاری ۱۰۰ هزار دلاری کسب می‌شود و با همین احتمال هم ممکن است همین مقدار با ضرر مواجه شوند، خودداری می‌کنند زیرا جلوگیری از ۵۰ هزار دلار ضرر مطلوبیت نهایی بیشتری دارد بنابراین ارزش آن از ۵۰ هزار دلار سود احتمالی بیشتر است.

در بخش دوم این مطلب به بررسی سایر فاکتور ها میپردازیم

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.